مردانه ترین اعترافات آدم (..یزاد)؛ تقدیم به خواهر Pink
زن ها برای عشق ورزیدن همیشه دنبال زخم اه می گردند. زخم هایی برای " پرستاری کردن" و نه "درمان". قوی تر هایشان زخم را در تو پیدا می کنند و ضعیف تر ها در خودشان.
هرجور که خواستنی باشی٬ آنها یک چیزی را در تو پیدا می کنند که بشود اسمش را گذاشت زخم٬ با آن تو را خواباند توی تخت و لحاف گرم را تا زیر چانه ات بالا کشیدُ یک کاسه سوپ داغ داد دستت و نازت داد. پرستاریت کرد.
- تنهایی؟ کودکی؟ عصبانی هستی؟ بی پولی؟ خسته ای؟ حسودی؟ نا امید شدی؟
کجا اینها را قایم میکنی از دست من؟
زخم راه ورود زن به مرد است. هرچقدر که پنهاشان کنی باز پیدا می کنند و داخل می شوند. در تو اگر پیدا نکنند٬ آخر بعضی هاشان یاد نگرفته اند یا بهش عادت نکرده اند٬ در خودشان پیدا می کنند.
- ببین چقدر مضطربم٬ ببین چه غمگینم کردی٬ چشم هایت را باز کن! نمی بینی مریضم؟ نمی بینی دلتنگم؟ پس چرا شروع نمی کنی؟ زودباش تکان بخور. باز هم باید اضافه کنم؟ بیا این هم تنهایی٬ این هم استاد بد اخلاق٬ این هم پلیس هیز٬ این هم مزاحم تلفنی٬ این هم..
پرندگان زیبای نر! با آن پرهای رنگارنگ و احساس قهرمان بودن تا همیشه!
آنجاتر که می روید٬ حواستان باشد که دامی بزرگ نهاده اند٬ و "زخم" و "ترس" دانه های خوش رنگ و بوی این دامند. زنهار! زنهار فریفته نشوید که شما را خدا ستمگرانی نادان آفریده است.
ذهنهای کوچک -من و - شما دیگر درمان زخم و زدودن ترس است. و آن وختی که در می مانیم عصبی می شویم٬ بی آنکه آموخته باشیم گریه کنیم٬ بلد باشیم که مادری٬ خواهری یا دوستی هست که بشود از سیر تا پیاز زندگی را برایش تعریف کرد و راه حل اگر نگرفت٬ دس کم به آرامش رسید.
عصبیت یک حس است. و احساس زمین بازی ای است که ما در آن همیشه بازنده ایم چون که ما را تنها با یک احساس بزرگمان کرده اند: احساس تلخ گناه!
احساس گناه می کنیم و قول میدهیم٬ احساس گناه می کنیم و عاشق می شویم٬ ازدواج می کنیم!
مرغ زیرک اگر باشی و از این ها همه جسته٬ چیز تازه ای سر راحت می بندند که دیگر راه گریزی از آن نیست.
- روی تو حساب دیگه ای می کردم٬ همیشه فکر می کردم با همه فرق داری٬ تو هم مثل بقیه ای!
دریغ و درد! دریغ و درد که ما احمقانه فکر می کنیم آدم های خاصی هستیم و باید همیشه با بقیه فرق داشته باشیم. اینجاست که پهلوانانه زنجیزهای دست و پایمان را از هم می دریم و قهرمانانه٬ نعره زنان٬ با سر توی چاه می افتیم.
عاشق بشوید٬ مثل بچه ی آدم. دوست بدارید مثل بچه ی آدم. و برای عشق و دوستیتان هرکاری بکنید.
و حساب عشق را از توهم گناهکاری و بزرگ منشی جدا بدانید.
این را خدمت خودم هم عرض می کنم.
پ.ن. دیده ام زنانی را که زخم هایشان را تا می توانند پنهان می کنند٬ انکار می کنند و زخم های تو را به سخره می گیرند٬ یا درمان می کنند٬ به جای آنکه قربان صدقه شان بروند.
چقدر اینها را دوستشان دارم. چقدر اینها را دوستشان دارم.

